اگر روزی رسد دستم به دامانت کنم جان را به قربانت

ولی بی لطف و احسانت چگونه ...

شوم ناخوانده مهمانت چگونه ....

تو معبود منی بگذار داد از دل بگیرم

پناهم ده که بر سقف حرم منزل بگیرم

تو دریایی و من تنها غریق مانده در باران

تو فانوس رم شو تا ره ساحل بگیرم ...