چال آغلاسین
اورک سینیب
درد الیندن
اویناماغین واختی دئییل;
آشیق سازی آل الینه
چال آغلاسین
اژدر عمی!!!
شکسپیر گفت
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
... برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ...
زندگی کوتاه است ...
پس به زندگی ات عشق بورز...
خوشحال باش
و لبخند بزن
فقط برای خودت زندگی کن و ...
قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن
قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن
قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن
قبل از تنفر ؛ عشق بورز
زندگی این است...
احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر
چـشـمـان تـو ،
نـقـاشـی خـداسـت ،
خـود را بـه مـشـاطـه مـسـپـار ،
جـادو ، بـاطل شـدنـی سـت .
زیباترین سمفونی عاشقانه تاریخ را
با ساز دهنی برایت اجرا میکنم
فقط کمی
لبانــت را جلو بیاور...
آدما وقتــــی پوستشـون چروک می خــوره پیــــر نمی شـــن ....
آدمــا وقتـــی رویــــاهاشون چروک می خـــوره ؛ پیـــــــر می شـــن ... !!!


بـرای ِ فرامـوش کردنـَـت ، هـر شـَب آرزوی ِ آلــزایمـر مـی کنـَم .
خــوش بـه حــال ِ تــو ،
کــه وقتــی "او " آمـــد ؛ بـدون ِ هیــچ دردِســَری ،
فرامــوشـــَم کــَردی ...

اینْ تُـو نیستے که مَرآ اَز یآد بُرده اے
ایـن مَنـمْ که
به یـآدَم اِجـــآزِه نمیـدَهَـــم
حتّی اَز نَزدیکے ِ ذِهْـن ِ تُـو عُبور کُـنَـد
صُـحبَت اَز فَراموشے نیسـ تْ...
صُـحبَت اَز لیاقَت اَسـ تْ...!
عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است .
عشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است .
عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است .
عشق کنار کشيدن و جا زدن نيست
بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است

دلبرم در مذهب ما بی وفایی کار نیست شمع اگر عاشق نباشد تا سحر بیدار نیست 
دلم را پیش خود پایبند کردی / ولی گفتی تو یک دنیا دردی / غرورم را شکستی بی تفاوت / برو فکر کن همیشه خیلی مردی

اگر می دانستی دل ترک خورده ی من
با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود
هیچ گاه به من پشت نمی کردی اگر می بینی
کسی به روی تو لبخند نمی زند
علت را در لبان فرو بسته خودتجستجو کن....

کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود ، روی ساحل نوشت : دریا دزد است ... مردی که از دریا ماهی گرفته بود ، روی ساحل نوشت : دریا سخاوتمندترین سفره ی هستی است ..... موج دریا امدو جملات را با خود محو کرد ...... و این پیام را به جا گذاشت: برداشت دیگران در مورد خود را در وسعت خویش حل کنیم
من از زندگی یاد گرفتم هیچ کس و هیچ چیزو دوست نداشته باشم یا اگه داشتم نشونش ندم چون هر وقت نشونش دادم یه جوری اونو ازم گرفته
وقتی دو تا دوست با هم صمیمی اند
مرگ فقط یکی را داغدار میکند
ولی
جدایی هر دو تا رو....
ما که میترسیم از هجرت دوست
کاش میدانستیم
روزگاری که بهم نزدیکیم چه بهایی دارد
کاش میدانستیم
حس دلتنگی هر روز غروب چه دلیلی دارد
